حسين قرچانلو

335

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

كوهى به نام البغل بر آن مشرف است و در پايين آن ، رودى به نام سطفسيف جارى است و در آبگير بزرگى كه از بناهاى گذشتگان است مىريزد . با ريختن آب در آن آبگير ، صداى مهيبى به گوش مىرسد . بعدها تدبيرى انديشيده‌اند ، ابتدا آن آب وارد جايى به نام مهماز مىشود ، بعد به ولج الحنا و سپس تا جنان الحاج جارى است تا اينكه در رود أسّر و سپس به شهر تافنا و سپس به شهر ارشقول مىرود و سپس به دريا مىريزد و ارشقول شهر ( كوچكى ) است كه در ساحل تلمسان واقع است . « 1 » به گفتهء ابن خلدون : يوسف بن تاشفين ، امير مرابطين ، در 472 ق / 1079 - 1080 م يكى از سرداران خود را با سپاه لمتونه به جنگ ملوك تلمسان كه از مغراوه بودند فرستاد ؛ سردار يوسف امير شهر را كشت و شهر را غارت كرد و بازگشت . سال بعد ، يوسف بن تاشفين به ريف رفت و سپس با سپاه مرابطين رهسپار بلاد مغرب اوسط شد و به شهر تلمسان درآمد و از مغراوه هركه را يافت كشت و شهر تاگرارت ( تلمسان جديد ) را كه به زبان بربرى به معناى محله است ، در نزديك تلمسان قديم بنا كرد . « 2 » در 547 ق / 1152 - 1153 م عبد المؤمن ، رئيس موحدين ، پسرش ، ابو حفص ، را به حكومت تلمسان فرستاد . « 3 » ادريسى ، معاصر با موحدين ، در وصف تلمسان مىنويسد : تلمسان كليد بلاد مغرب اقصى است و همه مجبورند از آنجا عبور كنند . از تلمسان تا تتّس ، هفت مرحله راه است . تلمسان شهرى باستانى است ، با ديوارى استوار و محكم ؛ رودى كه از كوهى به نام صخرتين سرچشمه مىگيرد در آن جارى است . بر فراز اين كوه دژى است كه قبيلهء بربر مصموده بنا كرده‌اند . اين قبيله پيش از فتح تلمسان به دست مسلمانان ، ساكن آنجا بوده‌اند . رودخانه‌اى كه از آن ياد كرديم ، در مشرق شهر تلمسان جارى است و آسيابهاى زيادى در مسير آن واقع است . در مجاورت اين رود ، كشتزارها و باغهاى ميوه فراوان قرار دارد . در تلمسان گوشت خوب و ارزان وجود دارد . به لحاظ ارزانى قيمتها و كم بودن هزينه و ماليات مشاغل و سود زياد بازرگانى ، مردم رفاه بسيار خوبى دارند . در سرزمين مغرب ، بجز

--> ( 1 ) . المغرب فى ذكر بلاد افريقيه و المغرب ؛ ص 76 - 77 . ( 2 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 5 ، ص 191 - 192 . ( 3 ) . همان ؛ ج 5 ، ص 250 .